بهره برداری بهینه از تله بخارها، مستلزم انتخاب صحیح آنها بر مبنای نوع کاربری، فشار کار و ظرفیت است. علاوه بر انتخاب صحیح، دقت نظر در موارد مربوط به نصب، راهاندازی، راهبری و نگهداری، امکان بهرهمندی از تمامی امتیازات تلهبخارها را افزایش و کاستیهای ناشی از محدودیتهای آنها را کاهش میدهد.
مزایا و معایب متفاوت استیم تراپها در پارهای اوقات آنها را نسبت به هم نزدیک و گاهی از هم دور میکند، چنانچه عوامل اقتصادی و محدودیتهای کاربری را بر پیچیدگی ناشی از تنوع تلهبخارها بیافزاییم، انتخاب دقیق، کار چندان سهل و سادهای نخواهد بود.
نکات قابل بررسی در انتخاب تله بخار
فارغ از ملاحظات خاص و همآمیزی عوامل مختلف به منظور گزینشی شایسته که در بر گیرنده کلیه شرایط مطلوب باشد، در نظر گرفتن موارد زیر ضروری است:
- حداکثر فشار مجاز
- ضریب اطمینان
- اختلاف فشار
- بار چگالیده

بار چگالیده
یکی از موارد مهم در انتخاب تله بخار توجه به بار چگالیده میباشد. به منظور تعیین بار چگالیده یا ظرفیت تله به تناسب نوع سیستم و تجهیزات مصرف کننده بخار، روابط محاسباتی خاصی به کار میرود.
ضریب اطمینان
در صورت کاهش اختلاف فشار، ممکن است چگالیده مطابق ظرفیت تعیین شده، تخلیه نشود. بنابراین اعمال ضریب اطمینان به میزان 1.5 تا 10 برابر ظرفیت معین با توجه به نوع تجهیزات و توصیه کارخانجات سازنده لازم میآید.
بنابراین با تأثیر ضریب اطمینان، دامنه عملکرد تله بخار وسیعتر میشود و در صورت کاهش یا افزایش فشار و تغییر شرایط، تله از عهده انجام وظایف خود بر خواهد آمد. کم یا زیاد کردن ضریب اطمینان که منتج به کاهش یا افزایش ظرفیت تله میشود، عواقب ناخوشایندی در پی دارد.
ظرفیت اندک، موجب عدم تخلیه سریع چگالیده و انباشته شدن آن در ورودی میگردد که ضمن کاهش ظرفیت حرارتی تجهیزات تبادل کننده، باعث ایجاد ضربات قوچ نیز خواهد شد.
از سوی دیگر اعمال بیرویه ضریب اطمینان نیز، افزایش غیر ضروری ظرفیت و تحمیل بار مالی و مشکلات نصب را در پی خواهد داشت. حساسیت کمتر در مقابل چگالیده ورودی، خرابی نشیمنگاه سوپاپ در اثر وجود ذرات معلق و مهیا نمودن شرایط مطلوب برای پس فشار و ضربات قوچ از دیگر عارضههای نادرست ضریب اطمینان است. ضریب اطمینان بر اساس دانسیتهها و یافتههای قبلی و شرایط ویژه طرح در نظر گرفته میشود؛ به عبارت دیگر تعیین آن امری کاملاً تجربی است.
حداکثر فشار مجاز
تله بخار باید توانایی مقاومت در مقابل حداکثر فشار طراحی شده سیستم را داشته باشد، اگرچه ممکن است هیچگاه تحت چنین فشار قرار نگیرد. به عنوان مثال اگر حداکثر فشار ورودی تلهای 350Psig و فشار در خط برگشت 150Psig باشد، اختلاف فشار حاصله 200Psig خواهد بود و تله تحت این فشار عمل خواهد نمود، اما در نظر گرفتن تله با تحمل فشار 350Psig ضروری است.
اختلاف فشار
تفاضل فشار خط اصلی و خط برگشت، “حداکثر اختلاف فشار” خوانده میشود. در سیستمهای مجهز به شیر فشارشکن، اختلاف فشار حداکثر بر مبنای تفاضل فشار بعد از فشارشکن و خط برگشت تعیین میشود. اما واقعیت این است که در عمل بدلیل وجود افت فشار در وصالهها، شیرآلات و خطوط لوله ممکن است فشار ورودی تله کمتر از فشار تعیین شده خط اصلی باشد.
شیرهای کنترل تدریجی در مسیر رفت تجهیزات مصرف کننده، اغلب موجب تغییر دامنه فشار ورودی تلهها میشوند، که در این صورت کاهش بیش از حد فشار ورودی ممکن است منجر به بروز پدیده پسفشار شود.
تفاضل فشار ورودی تله و خط برگشت، اختلاف فشار عملیاتی نامیده میشود. در صورتی که اختلاف فشار عملیاتی کمتر از 80% اختلاف فشار حداکثر باشد، بهتر است به منظور احتراز از عواقب کاهش فشار ورودی، اختلاف فشار حداکثر مبنای انتخاب تله بخار قرار گیرد.
تعیین مقدار اختلاف فشار به معنای تعیین حدی است که تله بخار باید تحت آن یا کمتر از آن بدون هیچگونه عارضهای عمل نماید، در صورت توجه به همه جوانب و ویژگیها، انتخاب تلهای که با حداقل اختلاف فشار ممکن پاسخگوی حداکثر ظرفیت باشد بهطور قطع انتخاب خوبی است.
گذشته از تأثیرات شیرهای کنترل و یا عیوب احتمالی سیستم، عوامل دیگری مانند اختلاف سطح خط برگشت نسبت به خط بخار و موقعیت قرارگیری تله نسبت به خط، اصطکاک لولهها و ظرفیت اندک کلکتور خط برگشت، در کاهش فشار ورودی یا افزایش فشار تخلیه موثر هستند. افزایش بیرویه فشار تخلیه به منفی شدن اختلاف میانجامد، همانگونه که کاهش فشار سمت ورودی نیز ممکن است چنین عارضهای را در پی داشته باشد.
وقتیکه تله بخار بالاتر از خط برگشت قرار گیرد، عمل تخلیه به صورت تقلی انجام خواهد شد و در این حالت، به طور طبیعی فشار خروجی تله 0Psig است. اما به هنگام تخلیه به سطحی بالاتر، مثبت بودن اختلاف فشار امری ضروری است.
در حالت دوم نیز هر 2 فوت جابجایی چگالیده بصورت عمودی، نیازمند 1Psi اختلاف فشار است و یا بعبارت دیگر به ازای هر 2 فوت 1Psi از مقدار اختلاف فشار کاسته خواهد شد. به عنوان مثال اختلاف فشار برای انتقال چگالیده به سطحی بالاتر با ارتفاع 12 فوت برابر 6Psi خواهد بود.
جدول انتخاب تله بخار
سیستمهای متنوعی که پس از این به شرح آنها خواهیم پرداخت، هر یک نیازمند تلهبخاری مناسب هستند و جدول زیر مرجعی است برای یافتن کاربری و معرفی خصوصیات تلهبخارهای مختلف که با سیستمهای مورد نظر هم خوانی دارند.
| جدول انتخاب تله بخار (استیم تراپ) | |||||||
| ویژگی | سطلی معکوس | حرارتی بیمتالی | حرارتی شناوری | ترمودینامیکی | حرارتی | سطلی معکوس با کنترلکننده چگالیده | |
| نوع عملکرد | متناوب | متناوب | پیوسته | متناوب | متناوب | پیوسته | |
| حفظ انرژی | عالی | عالی | خوب | بد | متوسط | عالی | |
| دوام | عالی | عالی | خوب | بد | متوسط | عالی | |
| مقاومت در مقابل خوردگی | عالی | عالی | خوب | عالی | خوب | عالی | |
| مقاومت در مقابل شوک هیدرولیکی | عالی | عالی | بد | عالی | بد | عالی | |
| تخلیه هوا و دیاکسیدکربن در دمای بخار | بله | خیر | خیر | خیر | خیر | بله | |
| توانایی تخلیه هوا در فشارهای خیلی پایین | بد | توصیه نمیشود | عالی | توصیه نمیشود | خوب | عالی | |
| قابلیت تخلیه هوا به هنگام راهاندازی | متوسط | عالی | عالی | بد | عالی | عالی | |
| مقاومت در مقابل پسفشار | عالی | عالی | عالی | بد | عالی | عالی | |
| مقاومت در مقابل یخزدگی | خوب | خوب | بد | خوب | خوب | خوب | |
| قابلیت تخلیه سیستم | عالی | خوب | متوسط | عالی | خوب | عالی | |
| بازده در بارهای خیلی کم | عالی | عالی | عالی | بد | عالی | عالی | |
| حساسیت در مقابل جریان چگالیده | بلافاصله | با تأخیر | بلافاصله | با تأخیر | با تأخیر | بلافاصله | |
| قابلیت نظافت و دفع ذرات معلق و کثافات | عالی | متوسط | بد | بد | متوسط | عالی | |
| ابعاد نسبی | بزرگ | کوچک | بزرگ | کوچک | کوچک | بزرگ | |
| قابلیت کار و هدایت بخار ریزشی | متوسط | بد | بد | بد | بد | عالی | |
| نوع از کار افتادگی (باز یا بسته) | باز | باز | بسته | باز | باز یا بسته | باز | |
| مقایسه ویژگیهای انواع استیم تراپ توسط آکروپارس | |||||||
موارد استفاده از استیم تراپ (تله بخار)
سیستم توزیع
مسیرهای ارتباطی بین دیگ بخار، دیگ آبگرم و سایر دیگها و تجهیزات تبادل حرارت، شامل سه بخش اصلی کلکتور دیگها، خطوط اصلی و انشعابات است که به همراه شیرآلات و وصالهها سیستم توزیع را تشکیل میدهند.
بنا به ضرورت و تناسب، ممکن است تجهیزات دیگری نیز در شکلدهی سیستم توزیع به کار آیند. ایستگاههای تقلیل فشار، انواع کنترلکنندهها، نشانگرها، رایزرهای آبریز، جداکنندههای بخار و تله بخارها از این جملهاند.
به همان اندازه که تقطیر بخار و رها شدن گرمای نهان آن در مبدلها و سایر تجهیزات گرمایی، خوشایند و ضروری است، در این معابر که نام سیستم توزیع را بر خود دارد، تنها میتوان تا حد قابل قبولی از شدت آن کاست و یا با در نظر گرفتن تمهیداتی مانع زیانهای آن شد.
با ایجاد آبریزها، استفاده از جداکنندههای بخار و در نهایت با به کار گیری تلهبخارهای مناسب در نقاط مختلف سیستم توزیع، میتوان چگالیده ناخواسته را از خطوط تخلیه و آن را به مسیر برگشت هدایت نمود.
پایه آبریز
پایهها یا ساقههای آبریز مشابه گودالهایی هستند که آب حاصل از تقطیر ناخواسته در آنها جمع میشود و از طریق تله بخار به خط برگشت چگالیده، هدایت میگردد. معمولاً آبریزها قبل از شیرها، رگولاتورها، وصالههای انبساطی، خمها، رایزرها و انتهای خطوط بخار در نظر گرفته میشوند، حتی اگر نقاط حساسی همچون مناطق یاد شده وجود نداشته باشد، باید در خطوط اصلی بخار در فواصل 300 فوتی یک آبریز یا تله بخار مناسب نصب نمود. این فاصله هرگز نباید بیش از 500 فوت شود.
کلکتور دیگ بخار
کلکتور دیگ بخش ویژهای از خط اصلی بخار است که توان ذخیره سازی بخار تولید شده توسط یک یا چند دیگ را داراست و امکان اخذ انشعاب برای تغذیه خطوط مختلف را فراهم میآورد.
کلکتور اغلب بصورت افقی و در بالای دیگ قرار میگیرد. ورودی و خروجیها نیز به بخش فوقانی آن متصل میگردند. وظیفه مهم تله بخار کلکتور این است که قبل از انتشار چگالیده در سیستم توزیع، آن را از مدار بخار خارج سازد. تله بخارهای کلکتور ضمن توانایی و سرعت در دفع حجم زیاد چگالیده، باید در مقابل شوکهای هیدرولیکی نیز کاملا مقاوم باشند.
استیم تراپ سطلی معکوس به دلیل توانایی واکنش سریع در مقابل جریان چگالیده و مقاومت عالی در برابر شوکهای هیدرولیکی و قابلیت دفع ذرات معلق و بازده قابل قبول در بارهای کم بهترین انتخاب برای این مثال است.
نصب تله بخار روی کلکتور دیگ
اگر کلکتور دارای یک خط ورودی باشد، نصب تنها یک تله در انتهای کلکتور و مسیر رو به پایین جریان کافی است، اما در صورت وجود دو یا چند ورودی باید در هر دو سوی کلکتور دو آبریز و دو تله جداگانه نصب نمود.
خطوط اصلی بخار
مسیر بعدی بخار پس از کلکتور دیگ، خطوط اصلی است. خاموش بودن دیگ و سرد شدن بخار، موجب ایجاد چگالیده در خطوط رفت میگردد و به هنگام راهاندازی مجدد، سیستم را در معرض خطر ضربات قوچ قرار میدهد. بنابراین باید قبل از راهاندازی، چگالیده را از سیستم بیرون راند. برای انجام این مهم دو روش پیش راهاندازی دستی و اتوماتیک به کار میرود.

در روش دستی، قبل از برقراری جریان بخار، با باز نمودن تمام شیرهای آبریزها، چگالیده انباشته شده در لولهها و کلکتورها تخلیه میگردد و پس از دفع چگالیده و برقراری جریان بخار این وظیفه به تلهبخارها واگذار میشود. روش دستی معمولاً برای خطوطی با قطر بیش از 8 اینچ و یا خطوط طولانی (بیش از 1000 فوت) مورد استفاده قرار میگیرد.
در روش اتوماتیک، عمل تخلیه به هنگام روشن بودن دیگ و با کمک آبریزها و تلهها و براساس افزایش فشار و دما صورت میگیرد و به همین دلیل طول پایههای آبریز در روش اتوماتیک بلندتر از روش دستی است.
در روش پیش راهاندازی اتوماتیک افزایش طول، ضمن ایجاد حجم بیشتر موجب بالا رفتن فشار استاتیک چگالیده بر تله بخار نیز میگردد. سردی چگالیده انباشته شده در ساقه آبریز و چگالی بیشتر آن نسبت به چگالیده گرم، کمک دیگری برای تخلیه سیستم است.
گذشته از ضرورت تخلیه چگالیده به هنگام راهاندازی، بکارگیری آبریزها و تلهبخارها روی خطوط اصلی به هنگام کار معمول سیستم نیز الزامی است زیرا همواره احتمال تشکیل چگالیده و لزوم دفع آن وجود دارد.
انتخاب تله بخار (استیم تراپ) و ضریب اطمینان خطوط اصلی (برای بخار اشباع)
عامل اصلی تقطیر بخار در خطوط اصلی، تبادل حرارت لولهها با محیط و انتقال حرارت به صورت تشعشع است. ظرفیت تله بخار نیز بر همین مبنا مورد محاسبه قرار میگیرد. منظور داشتن حجم چگالیده به هنگام راهاندازی، موجب افزایش غیر ضروری ظرفیت تله میشود و به همین دلیل از مقدار آن صرف نظر میگردد.
ضریب اطمینان برای تلهبخارهایی که در میانه خطوط اصلی (بین دیگ و انتهای دیگ) نصب میشوند 2:1 و برای تلهبخارهای انتهای خط و تلههایی که پیش از فشارشکنها یا شیرهای قطع کن (که در بیشتر اوقات بسته باشند) نصب میشوند، 3:1 میباشد.
تله بخار سطلی معکوس به دلیل مقاومت نسبتاً خوب در مقابل ضربات قوچ و قابلیت دفع ذرات معلق و رسوبات، مناسبترین انتخاب به منظور تخلیه چگالیده خطوط اصلی میباشد. علاوه بر این، نوع از کار افتادگی این تله که به صورت باز میباشد، امتیاز خوبی محسوب میشود، زیرا حتی در صورت بروز عیب، چگالیده امکان تخلیه را پیدا میکند. البته عملکرد مکانیکی مبتنی بر اختلاف چگالی نیز با توجه به ایجاد ستون آب در ساقه آبریز در انتخاب این تله بی تأثیر نیست.
خطوط انشعاب
ظرفیت تله بخار لولههای منشعب از خطوط اصلی بخار که به منظور تغذیه اختصاصی تجهیزات مختلف به کار میروند، مانند ظرفیت خطوط اصلی، محاسبه و تعیین میگردند. برای خطوط انشعاب، ضریب اطمینان 3:1 در نظر گرفته میشود.
جدا کنندهها
همواره ممکن است بخار اشباع، مقداری آب به همراه داشته باشد. چنین بخاری، بخار مرطوب نامیده میشود و برای خشک نمودن آن بکارگیری جداکنندهها لازم میآید. همانگونه که تلهها، اجازه ورود بخار به مدار چگالیده را نمیدهند، جداکنندهها نیز مانع حضور آب در جریان بخار میشوند. قطرات آب با برخورد به این تیغهها از بخار مرطوب جدا و به معبر خروجی هدایت میشوند.
انتخاب تله و ضریب اطمینان جدا کننده بخار
عوامل مؤثر در انتخاب تله بخار برای جدا کننده عبارتند از:
- توانایی تخلیه چگالیده کند
- مقاومت در مقابل ضربات قوچ
- قابلیت کار در بارهای کم
نصب تله بخار روی جدا کنندهها
- تله بخار 10 یا 12 اینچ زیر جداکننده نصب شود.
- لوله خروجی که حکم آبریز را دارد باید هم قطر دهانه خروجی جداکننده باشد.
- ورودی تله بخار از لوله خروجی هم قطر دهانه جداکننده منشعب شود.
- پایه آشغالگیر در امتداد لوله خروجی از جداکننده با همان قطر به طول 6 اینچ نصب شود.
خطوط حافظ
خطوط حافظ، لولههای باریک حاوی بخار هستند که در مجاورت لولههای حامل سیال حرکت نموده و مانع از کاهش دما و تغییر چگالی سیال مورد نظر میشوند. به طور معمول لولههایی که در فضای باز اجرا میشوند، بیشتر در معرض کاهش دما و خطر یخزدگی هستند، به همین دلیل ضمن عایق کاری مناسب، از خطوط حافظ نیز استفاده میشود.
انتقال حرارت از سوی لولههای حافظ به لولهای ناقل سیال موجب تقطیر بخار میشود، بنابراین نصب تله بخار برای آنها ضروری است. افت حرارت بسته به جنس لولههای ناقل و حافظ و نیز نوع سیال و دمای آن متغیر است. استفاده از بخار فوق گرم در لولههای حافظ به دلیل کندی انتقال حرارت مناسب نیست.
تجهیزات گرمایشی ساختمانها
یونیت هیترها، هواسازها، کویلهای لولهای، رادیاتورهای پرهدار و معمولی از جمله تجهیزاتی هستند که به منظور تأمین گرمایش فضاهای مختلف ساختمانها به کار میروند. گاهی اوقات سادگی نگهداری اینگونه تجهیزات، موجب بروز سهلانگاری در مراقبت از تلهبخارها میشود. ضربات قوچ و یخزدگی از شایعترین عارضههای عدم توجه به نحوه نگهداری این نوع تجهیزات است.

یک پاسخ
عالی است